احمد بن محمد ميبدى
ديباچه 3
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
ب - علت خلاصه و مختصر كردن اين تفسير اين است كه مؤلّف بزرگوار در اين تفسير بىنظير ، هر جزو و سوره و آيهاى كه شرح مىدهد بسه نوع تفسير مىكند : 1 - ترجمه و تفسير ساده لفظى بطور اختصار . 2 - تفسير لغوى و معنوى با ذكر حديثها و خبرها و مثلها و قصهها و شان نزولها و احكام شرعى و اخلاقى و وقايع تاريخى بطور تفصيل . 3 - تفسير عرفانى و فلسفى با سخنانى بنام پير طريقت و يا امام و يا شيخ انصارى و يا پير هرات كه منظور از هر سه عنوان ظاهرا و غالبا همان خواجه عبد اللّه انصارى است كه بىنياز از تعريف است آن هم از چون من بنده ! مؤلّف دانشمند در ضمن آن ، سخنان شيرين و كلمات دلنشين و پرمغز ديگر عارفان را بمناسبت موقع و مقام نيز ذكر و با شعرهاى دلنواز عرفانى آراسته كرده و الحق امام احمد ميبدى در اين كار خدمتى بسزا و زحمتى بسيار بجا كشيده كه شايان تحسين و تقدير است و خدايش پاداش دهاد و بيامرزاد . پ - در اينجا تذكر چند نكته به نظر لازم آمد : 1 - چون مطالعهء ده جلد كتاب بزرگ در يك موضوع ، آن هم موضوعهاى دينى و مذهبى از حوصلهء با دينان كه امروزه هزاران گرفتارى دارند بيرون است تا چه رسد به شكاكها و بىدينان ! 2 - در قسمت تفسير معنوى ، بيشتر اخبار عامه و احاديث منقول آنها است كه در بيشتر تفسيرها كموبيش موجود و در اينجا كمتر مورد استفادهء فارسىزبانان قرار مىگيرد ، ازاينرو از اين قسمت به كلى صرفنظر شد ، و تنها بعضى شرح حالها و توضيحها و داستانهاى شيرين و سودمند آن « متنها » در خلال شرحها يا پائين صفحهها خلاصه شد . 3 - در قسمت تفسير عرفانى ، چون آن هم از حديث و خبر و استشهاد از ديگر آيههاى قرآنى خالى نيست و بيشتر آنها هم عربى است كه قابل فهم براى دانشجويان و نوآموختگان نيست ، ازاينرو قسمت مفيد آن از عربى به فارسى نقل و ترجمه و قسمت زائد حذف شد . 4 - چون در تفسير عرفانى ، برخى لغتها و كلمههاى معمول و متداول قرن چهارم و پنجم هجرى بود كه خوشبختانه نظامى و سعدى و حافظ در قرن ششم و هفتم و هشتم آنها را اصلاح كردند كه سبك فارسى امروز بازيافتهء همان سه قرن است ، ازاينرو كلمههائى مانند ( اوكند ) بجاى ( افكند ) و ( فرهيب ) بجاى ( فريب ) و ( نبيد ) بجاى ( نبود ) و ( هام ) بجاى ( هم ) و ( فا ) بجاى ( با ) و ( وا ) بجاى ( فا ) و از اين قبيل بود بعضى را به سبك فارسى امروز در ميان دو كمان نوشتم و برخى لغات غليظ عربى هم به فارسى سره يا فارسى رقيق ( در اصل عربى ) تبديل نمودم بهطورىكه در اصل معنى تغييرى حاصل نشود و مسلم است كه در نتيجهء اين تغييرات و اصلاحات ، خوانندگان گرامى بهتر و بيشتر راغب به خواندن و مطالعهء آن خواهند بود ( برخى لغات پارسى سره هم در آخر فهرست ذكر شده ) . 5 - چون لطائف عرفانى و روحانى زياد ، و نكات تاريخى و اخلاقى بسيار ، در ضمن تفسير ادبى و عرفانى ذكر شده براى آنكه جالب نظر و مورد توجه گردد و چشمگير و دلربا باشد ، بعض آنها را به نام ( لطيفه ) جداگانه علاوه بر لطيفههاى موجود بيان گرديد ، اميد كه مورد پسند واقع شود . 6 - متاسفانه بعضى از جملهها و عبارتهاى عربى و يا فارسى آن تفسير ، ناقص يا نامفهوم و مبهم و بعض آيات هم افتادگى دارد با آنكه مقدارى زياد هم در غلطنامهها اصلاح شده ! بنده هم هر قدر توانستم با مراجعه به مدارك و نصوصى ديگر اصلاح و آنچه نتوانستم صرفنظر كردم ! و در اين كار تقصير از كسى نيست چون اسباب كامل كار در دسترس